
رسم و رسوم قربانی در میان بُنکوی کمندی..
رسم قربانی کردن از دیرباز از جوامع باستان تا ب امروز وجود داشته و وجودش امری انکار نشدنی هست ، در این گفتار صرفا ب رسم قربانی کردن در عید قربان پرداخته شده است. این مسله که آیا ذبح و خون ریختن امری پسندیده است یا نه را ب صاحب نظران امر واگذار میکنیم.
قربانی کردن در میان ترکان قشقایی و بالاخص در میان بُنکوی کمندی از قدیم الایام صورت میگرفته است.قربانی کردن نه تنها در عید قربان ک ب مناسبت های مختلف انجام می شده است.
اما قربانی کردن در عید قربان ک در این گفتار از آن سخن می رود رسم و رسومات خاصی داشته است..ک من بیشتر از نقل قول های پدرم در این مطلب استفاده کرده ام.
پدرم در سالهایی ک حتی شهر نشین ها ب معلم و مکتب دسترسی نداشتن پیش میرزا شهباز ب مکتب رفته بود..شاهنامه را خوب میدانست.گلستان و فقه خوانده بود ، احکام و عبادات را از بخش طهارت و صلاه تا بیع و وصیت خوب میدانست.هرچند با سر بریدن و ریخته شدن خون مخالف بود..هیچ گاه حیوانی را ب دست خودش ذبح نکرد و دایم از این کار منع میکرد.. ک انسان قسی القلب می شود.
اما برای ب جا آوردن احکام دین در فصول مختلف قربانی میکرد ب ویژه ب " نذر برای حضرت عباس" اعتقاد شدید داشت..در احکام ذبح ب صورت کامل نظارت میکرد ..دعایی از جامع دعوات بر چاقو میخاند و چاقو را در یک پارچه مخصوص بسته نگه می داشت تا ساعتی ک وقت ذبح فرابرسد..( اوسین کردن کارد )
اکثر بنکوی کمندی " کارد " قربانی را برای خواندن دعای ذبح در محفظه ای بسته نزد پدرم می آوردند..تا کارد ب قول ترکان قشقایی " اوسین" شود.(."خواندن ذکر مخصوص و چهار قل بر چاقو)"
گوسفند نری ک در عید قربان یا در ماه قربان از مادر زاده می شده است را ب عنوان قربانی سال بعد نشان میکردن..این گوسفند در گله با عنوان " گوسفند قربانی " شناخته می شده است و اعتقاد داشتند ک از گزند گرگ و حیوانات درنده در امان است.
سن گوسفند قربانی نباید کمتر از شش ماه باشد..روز قبل از عید قربان، گوسفند قربانی شسته میشد.پیشانی و چهار دست پای گوسفند را با حنا رنگ آمیزی میکردن..چشمان قربانی را سورمه کشیده و دستمال سبزی ب گردن قربانی برای زینت می بستند..
صبح معمولا قبل از طلوع آفتاب، بر کاردی ک برای ذبح گوسفند آماده شده بود چهار قل و دیگر ذکر ها خوانده می شود...چند کلمه ای از دعایی ک پدرم موقع ذبح می خواند در ذهنم باقی مانده است.." وجهت وجهی ..." ک همان ایه ۷۹ سوره انعام است..و در پایان میگفت "اَللّهُمَّ تَقَبَّل مِنّی...
تکه نباتی در دهان گوسفند گذاشته و چهار دست پای گوسفند را ب شیوه ای ک اذیت نشود میگیرند و رو به قبله ذبح میکنند.
قشقایی ها ب ترحم ب حیوانات و محیط زیست معروفند..اگر دو گوسفند برای قربانی داشته باشند ابدا در پیش چشم هم نوع ذبح نمی کنند و ..تا حیوان ب صورت کامل جان ندهد سر از تنش جدا نمی کنند..بارها از تیز و برنده بودن چاقو اطمینان حاصل میکنند.
خون قربانی نباید روی زمین ریخته شود..خون را در یک مجمع یا ظرفی جمع آوری و ب پیشانی نوزاد می مالند..
بیشتر این رسومات ب صورت دقیق انجام می شد.دقیقا گودال کوچکی زیر سر گوسفند حفر میشد ک اگر خونی از ظرف بیرون ریخت دفن شود و روی زمین نماند.
گوشت قربانی را معمولا صاحب قربانی نمیخورد..بین همسایگان یا افراد مستمند تقسیم می شد..استخوان های گوشت قربانی باید دفن شود."هرچند پاره ای اعتقاد دارند ک چ بسا اگر غذای حیوان گوشت خواری شود ب ثواب نزدیک تر است."
در برخی از مناطق عشایر نشین پوست حیوان قربانی را با خاکستر و نمک آتش زده و ب جانماز تبدیل می کردند..ک امروزه در منطقه دشت برم کازرون این رسم وجود دارد..

***
بعدها ک ما بزرگتر شدیم و دوره های آکادمیک را در دانشگاه ها گذراندیم و با حقوق حیوانات و انجمن های حمایت از جانوران و نظریاتشان آشنا شدیم ب پدرم ایراد میگرفتیم ک چرا وقتی با ریخته شدن خون حیوانات مخالف هست و هیچ گاه حاضر ب ذبح هیچ موجودی با دست خودش نیست ب این امر توسط شخص دیگه مبادرت می ورزد !!!؟
ریختن خون و خوراندن گوشت ب مستمندان در مرحله بعد هست.اصل بریدن از منیت ها و تعلقات دنیوی هست ، قربانی کردن منیت ها ..ک آیا من حاضرم از دلبستگی هایم( مادی و غیره) ب خاطر تقرب ب الله بگذرم!!
الله ک ب گوشت و پوست قربانی نیازی ندارد..هدف و غرض سر بریدن "منیت هاست "گذشتن از تعلقات دنیوی...
ولی مهمترین ثمرۀ قربانی شدن، پُر شدن از «دَمِ خدا» است. همانگونه که وقتی حیوانی قربانی شود، قصاب دهانِ خود را بر پای او میگذارد و او را از دَمِ خود پر میکند، انسانی هم که نفس و عقل خود را در راه حضرت حق قربانی کند، از آن پس با نور و نیروی خدا زندگی میکند.
به قول مولانا عاشقِ واقعی تا خود را قربانی نکند، به کمال نمیرسد. همۀ ارزشِ گاو یا گوسفند در این است که قربانی، یا کُشته شود، تا بتواند از مرحلۀ حیوانی عبور کند و جذبِ بدنِ یک انسان شود. درواقع شرطِ اساسیِ هرگونه پیشرفتی، قربانی شدن در مرحلۀ پیشین و بار یافتن به مرتبۀ پسین است؛ نمیتوان همزمان در مرحلۀ قبلی حضور داشت و به مرتبۀ بالاتر دست یافت. گوسفندی که میخواهد وارد مرتبۀ انسانی شود، باید گوسفند بودنِ خود را از دست بدهد. به همین منوال انسانی هم که میخواهد به مقام فرشتگی برسد و حتّی به فراسوی مرتبۀ فرشتگان دست یابد و در خدا فانی شود، باید در هیچ مرحلهای توقف نکند و از طریق قربانی کردنِ خود، آنچه را که دارد، از دست بدهد، تا آنچه را که ندارد، به دست آورد..
حرص، حسادت، نفس ، غرور ، شهوت، تعلقات و دلبستگی های مادی و دنیوی باید قربانی شوند..منظور از قربانی کردن شاید قربانی کردن این صفات است..
اسکندر نجفی.تابستان ۴۰۰...وب سایت بُنکوی کمندی