آزاده من که از همه عالم بریده ام...

بر آبگینه ی این جام فاخر 

که در آن ماهی سرخ به فراغت 

گام های فرصت کوتاهش را 

نان چون جرعه زهری کشتیار 

نشخوار میکند.

سال 1392- کوچه دانش ...ما را چه میشود.