
" چَرَز" در ادبیات ، فرهنگ ترکان قشقایی و بنکوی کمندی

فراموشی سنت ها و رسومات زیبا، قشقایی ها ، بنکوی کمندی در اسارت مدرنیته ، تجدد آرام آرام - "پارادایم فکری " یا " سیر تاریخی " !!??
" چَرَز " در دایره المعارف ترکان قشقایی ب چه معناست ?
چَرَز لغت نامه بنکوی کمندی ب چه معناست ?
چَرَز : charaz ب فتحه دو حرف ابتدایی و سکون حرف " ز" . " چرز کردن " خوردن میوه و آجیل " صدایی ک موقع خوردن تنقلات ب گوش می رسد" در معنای عام خود ب معنای تنقلات است انواع تخمه ، آجیل ، میوه خشک و شیرینی.
چَرَز واژه ای ترکی نیست ، ولی ب علت استفاده مکرر در دایره المعارف بنکوی کمندی جا خوش کرده است." چرز " لغتی باستانی است و " شوچرز" های شب چله " شامل خوردن تنقلاتی مثل توت خشک ، سنجد ،گردو مغز بادام و تخمه کدو و این قبیل تنقلات در شب یلدا بوده است.
با مراجعه ب لغت نامه" تَنَقُّلات یا لَب چَره خوراکی سبک و اندک است که معمولاً به صورت میان وعده صرف می شود بدین معنا که به صورت یک وعده غذایی کامل مصرف نمی شود بلکه برای برطرف ساختن موقتی یا لذت جویی، میان وعده های اصلی غذایی خورده می شود.
«تنقلات»، شکل جمع کلمه تنقل، از ریشه اسم عربی «تنقل» "
" در میان کوهمره ای های ساکن شهرستان کازرون واژه " چرز" فراوان ب کار گرفته می شود.این قوم با پشتوانه غنی فرهنگی ب ویژه در آداب و رسوم از گذشته دور با ترکان قشقایی منطقه روابط حسنه و داد ستد داشتند. امکان دارد ک از گویش غنی کوهمره ای ها داخل در لغت نامه بنکوی کمندی شده باشد"
بنکوی کمندی در مسیر کوچ ، یا هنگام مهمانی ها یا پیموندن مسافت های طولانی راه های ایل از "چرز " استفاده می کردند.با خوردن پسته وحشی یا کلخنگ و بنه از مسیرها می گذشتند ، " سنجد" و " آلج " را در مهمانی پیش مهمان می گذاشتند.
کودکان را با مشتی " مجک " پی کارهای روزانه می فرستادند.در راه چشمه لختی در مجاور آب آسوده خاطر " گردویی" شکسته و با " لورک" چاشت می کردند.
شب هنگام " کشیک " احشام " بنه و کلخنگ " را چرز می کردند.
خلاصه چرز به معنای هر آنچه ک لختی لبان خشک یک ایلیاتی را هنگام خستگی آسودگی خاطر می بخشید را گویند.صدایی ک با شکستن " بن " مجک " " کلخنگ " ب گوش می رسد .

چند نمونه از " چرز" های معروف :
آلج" " کیالک " درختی در منطقه سردسیر که دارای میوه ای زرد رنگ و دو مزه(ترش و شیرین)با همین نام است.در زبان لری به "کِلک" معروف است
بنک: میوه ی درخت "بَن".درای مغز و پوستی چربین می باشد.
بَن: درخت بَن،نوعی درخت که دارای میوه ای با همین نام است.همچنین دارای صمغ خاصی می باشد که خاصیت دارویی دارد..در ادبیات فارسی این نوع ب " پسته وحشی " هم شهرت دارد.
کلخنگ:درختی ک بیشتر در مناطق گرمسیری رشد میکند. از خانواده ی بَنک ، در زبان ترکی "کاف" با ضمه خوانده می شود در حالی که در گویش لری "کاف" این لغت با "فتحه" خوانده می شود.این درخت درای میوه ای با همین نام و شبیه "بَن" می باشد با این تفاوت که نسبت به بَن نرم تر و شکننده تر می باشد و چربی بیشتری هم نسبت به بَن دارد.
متراکم ترین پوشش درختان کلخنگ در گرمسیر منطقه کمارج از حومه کنارتخته. ب صورت اخص در منطقه ای ب نام " گچ آزاد خانی " است.چون برای رویش این نوع درخت ب خاک و آب هوای خاصی نیاز است و منطقه گچ آزاد خانی این ویژگی خاص را دارد.
سرنجل یا سنجد :درختی سردسیری ک تا دهه هشتاد در سرحد قره قاج در اطراف رودخانه قره قاج ب صورت خودرو فراوان بود.نوع باغی این درخت در سرحد گچ نقاشی فراوان موجود است.. میوه اش فندقه و دارای میان بر خوراکی و آردی نسبتاً شیرین است . میوه های با پوست قرمز یا زرد نسبتاً درشت. درون میوه ٔ سنجد هسته ٔ درازی شبیه هسته خرما موجود است
بادام : درختی ک یک نوع آن در مناطق گرمسیری فراوان هست و ب اسم "بروق" شناخته میشود .بادام یا " مجک " وحشی ...در ادبیات لرهای منطقه ب " اهلوک " یا " آخارک " شهرت دارد.
درخت ارژن ک در مناطق سرحدی بیشتر می روید نوع خاصی از " مجک" را دارا است و آن نوع مرغوب است...میوه درخت " بروق" و " ارژن " در مجموع ب " مجک "شهرت دارد.
ترکان قشقایی ب طور عموم و بنکوی کمندی ب صورت اخص در گذشته پس از چیدن " مجک " بادام کوهی ، آن را خشک ،بعد از شیرین نمودن ب عنوان چرز استفاده می کردند. یا در مجالس پیش مهمان می گذاشتند.
زرشک.درختی سرحدی با میوه ای به همین نام که داری خاصیت فراوان از آنجمله برای بیماری چربی و قند خون .ریشه ی این درخت هم خاصیت درمانی دارد.مرغوب ترین نوع زرشک در سرحد چهل چشمه و دشت ارژن می روید.
در این گفتار بیشتر از این میوه ها ب عنوان چرز و تنقلات صحبت کردیم.در حالی ک غذاهای مختلفی چون " آش مجک " " خرما کلخنگی " " آش بنه " و بسیاری از غذاها سنتی و گاها دارویی از این میوه ها و ترکیب سایر مواد طبخ می شود.
در واقع " چرز " آن غروب دلگیری است ک ایلیاتی ساده دل خاطراتش را با چرخاندن لبانش بر دانه ای خشک تداعی می کند .
چرز آن مزه گس سنجدی است ک کودک ایلیاتی را دل شاد می کند.
چرز صدای شکستن دانه ای است در سکوت شب ، مادری ک در کنار قوری گل گرفته و اجاق بی رمق ب سپیده دم دل بسته است .
چرز آن لحظه ای است ک عاشق بر تخته سنگی نشسته و محبوب را در هنگام برداشتن آب از چشمه می نگرد.
چرز رفع خستگی در راه های طاقت فرسای ایل است.هر چیزی ک طعم ناملایمت های زندگی را قدری التیام بخشد.
چرز همان دلخوشی ناچیز کودک ایلیاتی دیروز بود ، امروز ک بزرگ شدیم و ناملایمت های روزگار گرداگردمان را فراگرفته خبری از " چرز " های خوش طعم گذشته نیست تا اندکی ب دور از قیل قال زندگی ملالت آور چرز کنیم ..
امروز دیگر خبری از " چرز های " خوش طعم گذشته نیست تا اندک دقایقی بر زندگی تلخ و ملالت بار فائق گردیم ..
ایل ما را چه می شود ...اسکندر نجفی آبان ماه 1399
دیگر نوشت :
خلیفه گفت : در گذشته و ادوار دور ما " چرز " می کردیم و کمتر حرف مردم را می زدیم.
یک فمنیست افزود : برای همین است ک در گذشته غیبت کردن زنان کمتر بوده
سعدی گفت : دهانشان می جنبید از بهر " کلخنگ " نه از بهر سخن مردم.
مارکس از گور برخاست و فرمایش کرد " تاثیر دلار بر قیمت کلخنگ دیگر چه صیغه ای است !!?
بسم الله الرحمن الرحیم