"سالروز پرکشیدن پریشادخت"

" و مرگ آمد و با زندگی تبانی کرد
و دستهای تو را خاک بایگانی کرد
هنوز خانه سیاه است ای پریشا دخت
مردادی که تو را بغض جاودانی کرد"
هیچ یاد ندارم لبخند از لبانش افتاده باشد.
پریشادخت اما در اوج رفت.مثل فواره که دراوج فرو می افتد.
شیرزنی استوار و سترگ، تنها کسی ک در بنکوی کمندی بعد از مادرم رنگ و بویش را داشت..امروز که کسی سراغ از کسی نمی گیرد جای خالی ش حس می شود.
روحش شاد.
+ نوشته شده در ۱۳۹۹/۰۵/۱۸ ساعت 16:41 توسط هیچ اگر سایه پذیرد ما همان سایه ی هیچیم!
|
بسم الله الرحمن الرحیم