در مورد بهمن بیگی سخن ها فراوان است،برخی قدمی که  در راه برافراشتن بیرق سواد آموزی عشایر  برداشت را می ستایند،برخی شجاعت او را می ستایند ،برخی ذکاوت او را و برخی خصوصیات و ویزگی های انسانی او را ،در باب ادبیات و قلم ایشان هم گاها سخن های بسیاری بر زبان رفته است.اما شایسته تر آن بود که صاحبنظران هر رشته در تجزیه و تحلیل و نقد حق گرایانه ی آن بخش خاص از ویژگی های بهمن بیگی که در آن تبحر دارند بپردازند .سیاست بهمن بیگی توسط صاحبنظرات این عرصه بررسی گردد و ادبیات ایشان توسط صاحبنظران عرصه ی ادبیات و هنر و مابقی ویزگی ها و دست آوردهای ایشان به همین طریق توسط  صاحب نظران هر بخش بررسی و موشکافی شود تا در شناساندن ایشان موثرتر باشد

در بخش های بعد سعی خواهیم کرد تا در باب ادبیات بهمن بیگی تا جایی که موثر واقع افتد بخش هایی از ادبیات ایشان را بررسی  کرده و به دور نمایی از فکر واندیشه ی ادبی – فرهنگی- اجتماعی ایشان در این حوزه برسیم .

هر کسی از بهمن بیگی سخن گفته از چند حالت خارج نبوده یا اینکه به پاس خدمات ایشان به مرتبه ای از علم اندوزی رسیده و از این باب بیشتر در صدد توصیف و ترسیم ایشان قلم به دست گرفته و یا اینکه شخصی یا مرکزی بوده که از دور آواز بهمن بیگی را شنیده و به پاس زحماتش خدمات ایشان را برشمرده است.گروه سومی هم در بیان خاطراتشان یا از ایشان قدردانی نموده(بسیاری از کتبی که توسط شاگردان و محصلان دوران بهمن بیگی نگارش یافته) و یا اینکه ایشان را متهم  نموده اند(از ان جمله خاطرات ملک منصور خان قشقایی)

با این حال کمتر پیش امده که گنگره یا انجمنی به طور تخصصی زندگی و آثار ایشان را بررسی نماید و از صاحبنظران در این وادی مباحثی ارائه نمایند و این هم دلائل بسیاری می تواند داشته باشد.البته بزرگ داشت ها و سالگردهایی که در این سالها برگزار شده را هیچ گاه نمی توان بی ارزش قلمداد کرد ولی نگاه تخصصی به دوره های مختلف زندگی ایشان و به ویژه بررسی  آثار ایشان  نگاه تازه تری را می طلبد