کمندی ها از دیر باز به مزاح گویی و لطایف ظریف، ،معنا دار و گاها نیش دار معروفند.اکثر بنکوی کمندی در سالهای دور در مجالس گاه با یک حرف سنگین و معنا دار طرف مقابل را وادار به سکوت می نموده اند.جامعه کمندی بجز اندک خانواده هایی از آن،جامعه ای شاد و بذله گو بوده و هستند.البته این نکته هم ذکر گردد که منظور از بذله گویی و لطایف ظریف گاه آگاه کردن فرد مقابل بوده ،گاه نیش و انتقاد سازنده بوده و بعضا از باب سرگرمی و شاد کردن جمع و مقصود تمسخر و ریشخند نبوده .البته تمسخر و ریشخند های امروزین رواج یافته در بین اعضای بنکوی کمندی قابل توجیه نیست و یکی از عیب های موجود در جامعه کمندی است.

در پست های مناسب لطایف و ضرب المثل های موجود در بین  بنکوی کمندی را از گذشته تا حال بررسی خواهیم نمود و خالی از لطف نخواهد بود.مخاطبین  اگر لطیفه ،داستان یا مطلبی در این زمینه دارند ارسال نمایند

اندر لطایف کمندی

یکی از کمندی ها خرش را به فردی از طایفه ی دیگر فروخت.شخض خریدار خوشحال سوار بر خر رفت .فردای آن روز خریدار در حالی که ناراحت بودو افسار خر را بدست داشت به نزد "فروشنده "آمد و گفت: که خرت پیر است نمی خواهم.مرد کمندی گفت:مرد حسابی این خر 40 سال تمام جلوه ی خانه ی من بود پیر نشد، نزد تو که آمد یک شبه پیر شد؟!

سزاي کسي که با خر طرف شود همين است !