چرا کتاب بلوردی به بوته ی نقد کشیده شد؟
چرا کتاب بلوردی در گذر تاریخ نقد شد؟
تاریخ را باید تاریخ دان و مطلع و اهل فن بنویسند چرا که اگر قرار باشد به "گذشته" چون مرده ای که قرار است کالبد شکافی شود نگاه کنیم نمی شود که از زخم های چرکین و بریدگی های روی پوست " گذشته" بگذریم و سینه ی ای را بشکافیم و از سالم بودن قلبی خبر دهیم که برای مغزی می تپد که مختل بوده...همه ی سیستم و اجزای گذشته باید با هم و در کنار هم کالبد شکافی شود ..مگر می شود من بخواهم کتابی در مورد بلوردی بنویسم و صرفا خانواده ی خودم را به توصیف بکشم و بقیه را نادیده بگیرم .پس حساب "پاپتی های تاریخ من و شما چه می شود؟!کسانی که مخالف نقد ما بودند قطعا هنوز در عصر "حجر" به سر می برند و به اختلاف طبقاتی و برتر بودن خون برخی اعتقاد داشته و افکار "هیتلری" در وجودشان موج می زند!!
نقد کردیم تا شاید ادای دین کرده باشیم به مادرانی که به خاطر "منال گیری" خوانین و کدخدایان در آرزوی غذای گرمی و یا در آرزوی یک بار دیدن شهر و ... برای همیشه چشم از این دنیا بستند و جایشان خاک سردی شد که دو سنگ در ابتدا و انهای قبرشان خبر از دفن "به قولا مسلمانی" می داد که رو به قبله دراز کشیده بود تا خوانین و کدخدایان پاهایشان را بر روی یک دیگر انداخته و "سر در سایه و ماتحت در آفتاب" بیاسایند چرا که خوانین و کدخدایان بودند که نعوذ باالله "تقدیر و سرنوشت " یک خانواده را با ادا و اصول هایشان رقم می زدند
بسم الله الرحمن الرحیم