دلیل نامگذاری طایفه ها برگرفته از کتاب بلوردی در گذر تاریخ نوشته حاج محمد نسیمی(ص 20 - 21)

کمندی : به تعدادی از خانواده هایی که مهارت خاصی در پرتاب کمند جهت توقف اسبان کوه ران داشتند.
اژدهاکش : افرادی که توانسته بودند مار بزرگی را شکار کنند.
گردانی : خانواده هایی که بزرگ آنان در لشکر نادر شاه افشار سمت فرماندهی یکی از گردان ها را به عهده داشته است .
سلمانی : گروهی که ریش سفید انها فردی به نام سلمان بوده است.
چلبی : انان که به عدم حسن سلوک شهرت داشتند به جلبی و بعدها به چلبی معروف شد .
تمبویی : خانواده های که لباس های تر انها بوی خاصی میداد به نمبویی که بعدها به تمبویی تغییر یافت .
****

توضیح: وقتی قرار است کتابی نوشته شود حداقل چیزی که لازم است رجوع به کتب تاریخی است مگر میشود هر کسی هر برداشتی کرد با قاطعیت بر آن پافشاری کند تفاسیر کتاب "بلوردی در گذر تاریخ "خنده دار است و کوچه بازاری و برداشت های تخیلی
مثلا تیره ی تمبویی را این گونه تفسیر کرده "نم + بو = بو ی نم "خنده داره.در حالی که اصل این کلمه "تمویی "است که توهینی مستقیم به شایستگان این بنکو خواهد بود

یا در مورد "گردانی " ها گفته شده بزرگشان فرمانده ی گردان نادر شاه بوده "گردانی " نام گرفتند

گردانی‌ها و خوانین بلوردی‌ها بویژه گردانی‌ها از قدیم مردمانی آزاده بوده و هرگز زیربار زور خوانین نرفته و خود را دور از خوانین نگه میداشته‌اند. برای خوانین فرمانبری نکرده و از افرادی که اطراف خوانین به نوکری و چاکری پرداخته‌اند نفرت داشته‌اند. با آنان ازدواج نکرده و دختران خود را هم به این افراد (دور خونه) نمیداده‌اند

یا مثلا در مورد ترک های "چلبی "
ایلات قاجار ، چلبیانلو و ایل اینانلو از شاهسون‌ها پس از مهاجرت از شمال به جنوب ارس در دشت‌ها و کوهستان‌های قره‌داغ و مغان ییلاق و قشلاق می‌نمودند از این رو گاهی با عشایر دیگر و روستائیان درگیر می‌شدند.در کلیه منابع تاریخی از چلبیانلوها تا زمان محمد علی‌شاه قاجار به نیکی یاد شده استبه احتمال زیاد چلبی‌ها بعد از تحمیل قرار داد ننگین ترکمانچای از آن سوی ارس به جنوب پناهنده شدند .ا.اغلب محققین چلبی ها را چند ملیتی و اهل شهر حلب سوریه می‌دانند. چلبی در زبان ترکی به معنی بزرگوار است . لقب چلبی برای نخستین بار به حسام الدین بانی طریقه مولویه اعطا شده است.امروزه چلبی‌ها در ایران،ترکیه،سوریه،عراق و آذربایجان زندگی می‌کنند.
:"
روزی مولانا با جمع اصحاب به عیادت حسام الدین چلبی می‌رفت در میان محله سگی برابر آمد، کسی خواست او را برنجاند فرمود که سگ کوی چلبی را نشاید زدن."

چلبی در لغت نامه ی معین. (چَ لَ) [ تر. ] (اِ.) خواجه ، آقا، سرور ترجمه شده
حالا این کجا و عدم سلوک کجا.انصاف هم خوب چیزی هست

در مورد اژدهاکش ها انچه من از کتاب های تاریخی خواندم نامگذاری آنها بیشتر بر پایه ی این داستان است که "اجداد اینان به نام حسین قره تبر" مار بزرگی که مزاحم ایشوم اینان می شده را از سر راه برداشته و به این نام مشهور شده اند