همه با هم برای یک شهر
آنروز ها چه زیبا در دامان طبیعت، اوج گرفتن"درناها"بر فراز رودخانه ی قرقاج را به تماشا نشستیم،سایه ی درختان ایل ،پاورچین رفتن به دنبال کبک،روزمان شب نمی شد جز با صداقت و سادگی،غروب از راه می آمد و ما در کنج اجاق جمع میشدیم و آتشی که میسوخت .شعله های آتش مرا به فکر فرو میبرد و به گذشته می نگرم،غم و شادی را همه با هم بودیم ،اگر فردی از ایل برای همیشه چشم از این دنیا می بست،همه ی ایل ،زن و مرد و پیر و جوان دست به دست هم به یاریش می شتافتند،ساز و کرنای عروسی در دشت ها خیل عظیمی از یک دلی ها را به رخ میکشید.جوان:هیزمش با من ،پیر:بساط اجاق و چای با من،میانسال:افراشتن چادرها با من، زنان و دختران:پذیرایی از خیل مهمانان من، تو فقط بمان به مهمانان خیر مقدم بگو و امروز همه با هم آمده ایم که بگوییم تنها نیستی و از این داستان ها در ایل تکرار می شود
امروز به شهر کوچیده ایم،درناها جا مانده اند،صدای کبکی نیست،خبری از اجاق نیست،من هنگام رفتن از میان "جاشیر ها" گم نمی شونم.حوض خانه هم به وسعت "قرقاج" نمی شود .قوری دود گرفته سالهاست که در "یورت" ماند و دل در هوای یک نان و پنیر ساده و یک استکان چای در زیر سایه ی خاطرات یک نسل و من به ایلی می اندیشم که در شهر جای گرفت.صدای رودی نیست،دیگر چشم به راه باران نیستیم،جاده های ایل را فراموش کرده ایم،اما تو بدان صداقت در خون ایل است صداقت را جا نگذاشته ایم ،صمیمیت کم رنگ شده اما دوباره میشود ،دوباره میشود گرد هم بیاییم و کنار اجاق این شهر باورهایمان را ،باورهای یک نسل را دوباره برویانیم،با هم تجدید عهد کنیم،نگذاریم که این اجاق خاموش گردد،نگذاریم که رو به زوال برود آنچه دنیای از آرزو بوده برای پدران و دنیای از خاطره شده برای من و تو،این شهر غبارین تشنه ی یک باران است تا از پس کوچه هایش سبز گردد اندیشه و باورها.
جمعی گرد هم آمده اند تا غبار از چهر ه ی این شهر بزدآیند،آمدند که بسازند،چرا که شهرمان را خوب میشناسند.جمعی که صداقت در رگ تک تک شان و تعهد در روح خستگی ناپذیرشان موج میزند،کسی شهر من و تو را برای ما نخواهد ساخت،کسی دلش برای من و تو نخواهد سوخت،من و تو دربرابر شهرمان به بلندای یک وحدت و همدلی دین داریم .این جمع از این مرز و بوم به پا خواسته اند ،اکنون باید احساس کنیم ساز و کرنای دیروز ایل امروز در شهر نواخته میشود ،پیر و جوان باید به یاریشان بشتابیم ،و دین مان را ادا کنیم ،چرا که نواختن این کرنا برای پیشرفت شهر مان است ،برای من و تو
جوان:من با حضورم در این عرصه و رای دادنم کمک میکنم و تو؟؟؟؟
هیچ چیز جز صداقت و تعهد نمی تواند به آبادانی شهرمان کمک کند.همه با هم برای رشد و شکوفایی شهرمان به دلسوزان این مرز و بوم به تعهد،مسولیت پذیری،کاردانی،لیاقت و صداقت گروه" اندیشه پاسخگو" برادران،مهندس فاضل نجفی،وارث افشاریانی،رحیم حیدری،حبیب الله خیراتی،کاووس فرهادی،فیروز جاویدی،محمد بشیری گشتاسب رای میدهیم
بسم الله الرحمن الرحیم