برای همه ی دوستان...

سلام ،عشق واژه ایست با هزاران تفسیر و در یک معنا عشق دوست داشتن است از صمیم قلب،از صمیم قلب دوستتان دارم،نمیدانم شاید هم کلمات و ایجاز من در دنیای حقیقی شعاری بیش نباشد،اما بدون هیچ ایجاز و سرایشی "دوستتان دارم از صمیم قلب" با ساده ترین کلمات ... ...نمی دانستم که دل نازکتان به نگاه کجی آزرده شود...
هر چند خار در دیده چو افتاد کم از سوزن نیست...!!!

در پیچ و تاب این کهنه کتاب غبارین چه سخت است گفتن درد دل و چه آسان فرود می آید "پتک" های  سنگین برپیکر اندیشه ای که جرمش حقیقت نگریست و سخت تر برآوردن انتظار سلیقه هاست.چه جرمیست که تو را از من میرهاند خونمان که یکیست، باورمان هم یکیست ،با هم زیر همین بی انتهای آبی سر یک سفره نشستیم، شور شیرینی مان و تلخی حسرت هایمان در قاب وارونه ی همین مرزو بوم نقش بست،گلی که با هم کاشتیم و با هم آب دادیم و عشقی که در لابه لای کتابها خواندیم و هوای رنگی خاطرات  که صبح دم از آن استشمام کردیم

خونمان یکیست،باورمان هم یکیست،سفره پابرجاست ،اما قاب وارونه را صاف کردن ،گل پزمرده را آب دادن ،عشق را در حقیقت رویاندن و نفس کشیدن از هوای حقیقت ؟؟

کشتی ای که در وسعت این تلاطم به دنبال حقیقت سالهاست که بادبانهایش همه ی جریانات را درنوردیده  آیا با یک انتقاد ،خونش ،باورهایش ،نان و نمک ،عشقش را رها میکند؟؟

...شاید که در خاطرتان به گل نشسته ایم

این صخره ترک خورده ،چه جای نگرانیست...

..از طرف خیال با امضای گلایه به مقصد دوست