افسوس که گلها می پژمرند و خارها می مانند

 آفتاب  همیشه یکسان نمی تابد .ایل انسانهای بزرگی  را به خود دیده است .همیشه چرخ روزگار  آنگونه که  تو میخواهی  نمی چرخد .بنکوی کمندی هم از این قاعده مستثنی نبوده است . فرج الله  فرزند ارشد مرحوم بیرامعلی  بود.شناسنامه اش  او را زاده ی سال ۱۳۰۳معرفی می کند .در ایل همیشه بوده اند افرادی که به خصلتی شهرت داشته اند .یک  عده بداشتن مال و مکنت .عده ی دیگر بداشتن قدرت.مرحوم فرج الله به  اخلاق و مردم داری آنگونه که نقل شده است  شهرت داشته .همسر اول ایشان "بی بی عذرا "دختر مرحوم علی اکبر بوده و نتیجه ازدواج اول ایشان مادر تورج نجفی  می باشند.بعد از درگذشت همسر اولش با دیگر دختر مرحوم علی اکبر "زهرا  بی بی" ازدواج کرد که حاصل آن مرحوم نورالله (درگذشته سال ۱۳۵۶) ،اسدالله،رسول،روح الله و عین الله و دو دختر که یکی از دختران(جیران) در کودکی درگذشته است.و  دیگری همسر ابراهیم خورشیدی  است.

یکی از بزرگان به یاد می آورد که  در سالهای دور انگاه که تویخانه ی بنکو کمندی ،" چم سلیمانی "بوده  در عروسی مرحوم فرج الله   پسر بچه ای  همراه با عروس  که چادری سفید بر سرش ،سوار بر اسبی قزل  بود بودند و نزدیکان  از ملک آباد  تا چم سلیمانی با سرور  و شادی کنان  عروس را به خانه ی بخت می اورند.هلهله ی نزدیکان با خروش "قره قاج" یک صدا  شده اند انگار که قره قاج هم در این شادی سهیم است .هر از گاهی سوار چابکی اسبش را با قیقاجی به رخ سواران دیگر میکشد و جمع غرق در شادی و هلهله است. و سوار کردن پسر بچه به دنبال عروس یر این باور کهن است که صاحب فرزند پسر گردند تا اجاق خانواده روشن بماند و حاصل نیز اینگونه است و صاحب چهار فرزند پسر نیز میگردند.

صفر نجفی نقل میکند که در سالی که مرحوم صدرالله نجفی به رحمت خدا رفته بوده برای خریداری بلندگو برای اعلامات مراسم های "بنکو"  در راستای  عمل خدا دوستانه به جمع آوری کمک های بنکو اقدام مینماید وقتی مرحوم فرج الله از موضوع آگاه میشود به صفر اعلام میکند که نیازی نیست به دیگر خانواده ها رجوع کند تمام هزینه ی خرید بلند گو را  متقبل میشود.مرحوم فرج الله در سال  ۱۳۶۶ بر اثر حمله قلبی درگذشت  برای  اولین بار از آن بلندگو در مراسم خود مرحوم  فرج الله استفاده شد.

روحش شاد  .با ذکر فاتحه ای یادش را گرامی میداریم