این مصاحبه یک بار  در تاریخ 1391/4/11 منتشر شده ،بدلیل آشنایی عزیزان با موضوع  هم دلی اعضای شورا و تاثیرات آن بر وظایف شورای شهر این مصاحبه مجددا به روز شد.
سلام  و خسته نباشید. ممنون از اینکه برای ما وقت گذاشتید                           

1.به عنوان سوال اول جهت آشنایی بیشتر مخاطبان با شما ،یک بیوگرافی و رزومه از خودتان  بیان کنید؟ 
من متولد 1346 هستم . لیسانس دارم واز دانشگاه شیراز فارغ التصیل شده ام . در سال 77 در دانشگاه علوم پزشکی تهران ،دانشکده بهداشت استخدام شدم ومدت 9 سال در مرکز تحقیقات بهداشتی کازرون (وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران )کار کردم واز سال 78 تا 82 بمدت 4 سال در اولین دوره شورای شهر قائمیه فعالیت نمودم .واز سال 86 به بعد به شیراز منتقل شدم واکنون در دانشگاه علوم پزشکی شیراز خدمت می کنم

2.شما عضو پیشین شورای شهر قایمیه بودبد  در صورت امکان مشکلات وموانع شورا را در آن سالها تشریح نمایید؟

دراولین دوره شورای شهر مشکلات عدیده ای در شهر حاکم بود
که می توان به مواردی از قبیل عدم اشنایی مردم به قوانین شورا ،عدم توجیه مدیران دولتی در پاسخگویی به مسایل و مشکلات شهر ، اختلافات قومی وقبیله ای در شهر که بیش از هر چیزی شورا را در تنگنا قرار می داد ،ترکیب نامناسب اعضائ شورا ، اختالافات ریشه دار افراد عضو شورا باهم ( بطوریکه شورای قائمیه یکسال اصلا به دلیل به حد نصاب نرسیدن حاضرین در جلسه تعطیل بود )،فقدان فکر مشگل اساسی این اتاق فکر بود . هیچ کس حاضر به از خود گذشتگی نبود ودائم گرفتار خود تخریب ودیگر تخریبی بودیم وبعضا در میان مسئولین وقت کسانی بودند که بدلیل گرایشات سیاسی اتش بیار معرکه بودند من در طول چهار سال  نظری ندیدم که روی ان اختلاف نظر باشد .می گن اختلاف نظر باید باشد ولی قبل از این که اختلاف نظر باشد باید نظر وجود داشته باشد . فقط اعتراض به یک دیگر در شورا حاکم بود .و پیشنهاد سازنده نبود حتی این تنگ نظری واختلاف ات قومی چنان پیش رفته بود که بعضا یک کار و یا حرکت مفید نیز از طرف گروهی وتو می شد و می گفتند چون این کار به نام مثلا گروه مقابل تمام می شود پس نباید انجام شود

3.چقدر به کار گروهی اعتقاد دارید ؟

کلا به فعالیت های اجتماعی علاقه دارم و لازمه کار گروهی مثل انجمن شهر را صداقت ،همدلی ،نیک اندیشی و تخصص افراد گروه می دانم .قابلیت کار گروهی در گرو هوش واستعداد افراد ان گروه است و مطابقت داشتن فکر واندیشه افراد با اهداف کار گروه خیلی اهمیت دارد . صرف اینکه امده ام تا باشم مشکلی را حل نمی کند بایستی بگوییم امده ام تا کار کنم .ببینید خیلی ساده است در یک کار گروهی کوچک شما در گزینش افراد گروه حتما به توانمندی های افراد توجه دارید وافرادی را در گروه راه می دهید که بالاخره در یک قسمت این کار گروهی توانایی داشته باشد . شورای شهر یک کار گروهی فوق العاده مهم است .بایستی توانمندیهای افراد در گزینش انها مد نظر باشد

4.وضعیت شورای شهر و کلا وضعیت کنونی شهر چنارشاهیجان را چگونه ارزیابی میکند؟

شورا اتاق فکر مدیریت محلی است. و زندگی شهری پیچیدگی های خاص خود را دارد . در واقع ورودی این اتاق فکر تمام ضعفها وقوت های شهر است که به این اتاق فکر برده می شود ودر انجا یک انالیز دقیق صورت می گیرد وخروجی این اتاق فکر بهبودی روند زندگی عمومی است. بنابر این این اتاق فکر بایستی فوق العاده قوی باشد .در مدیریت محلی تکیه گاه اصلی مدیریت ،توانمندی خود مردم است .زمانی اتاق فکر یا به اصطلاح شورای شهر قوی خواهد بود که مردم خوب فکر کنند .فکر سالم زیر بنای یک زندگی سالم است . در بهبود ساختاری شهر بایستی به اولویت نیازمندی ها وشاخصه های ترقی نسبت به ظرفیت استاندارد ترقی ان شهر نگاه کرد .بنابر این به قدرت فکری افراد وتخصص انها بایستی بدقت توجه نمود . امروزه مدیریت سنتی قادر نخواهد بود در بهبود زندگی شهر نشینی نقشی داشته باشد . به نظر من در شهری مثل قائمیه فرصتی برای مردم باقی نمانده که بخواهند بدون تعقل وبدون اتکا به یک تفکر سازنده فقط برای رفع مسولیت انجمن شهر را انتخاب کنند . فکر می کنم به اندازه کافی دلایل روشن گری اذهان عمومی از عملکرد ضعیف خودشان در دهه گذشته وجود دارد .تجربیات تلخ این چند سال وعملکرد ضعیف سکان داران در بهبود وضع شهر مردم را باید به طرف فکر سالمتر رهنمون کرده باشد . در قائمیه بایستی یه انقلاب فکری راه بیفته تا سودجویان از احساسات مردم سوئ استفاده نکنند . مردم باید احساس مسولیت کنند و نسبت به اوضاع شهرشان بی تفاوت نباشند

5.برای سنت چه جایگاهی قایل هستید برای  مدرنیته چطور؟ آیا این دو با هم منافات دارند؟ 

من معتقدم شاید در هیچ کشوری تغییرات فرهنگی به سرعت وشدت جامعه ما انجام نمی گیرد .در واقع تغییر فرهنگی رو به رشد نیست چرا که در تغییررو به رشد بایستی بهبود را هم ببینیم که اینطور نیست . ما بیشتر تجدد داریم تا تمدن . یعنی نوگرایی بدون اسیب شناسی فرهنگی . سنت مثل ریشه درخت است مگه میشود شاخه بدون ریشه شادابی داشته باشد . ما هم بدون ریشه زنده نمی مانیم و مردن ما بی هویت شدن ماست . الان کاملا حس می شه . در قشرجوان و نوجوان جامعه یک پوچی عجیبی در حال شکل گیری است . نه گذشته را قبول دارند نه افقی امید بخش به اینده وجود دارد .انچه حس می شود سر در گمی است .به سنت باید احترام گذاشت وابزار را در خدمت ان گرفت نه اینکه با ابزار ریشه سنت را کند . تجربه دیروز در بعضی جاها از علم امروز کار سازتر است . ما بایستی ابزار مدرن امروز زندگی را جایگزین ابزار سنتی کنیم تا بهتر زندگی کنیم نه اینکه با ابزار جدید بیفتیم به جان فرهنگ دیروزی مان .من منافاتی بین استفاده از ابزار امروز وحفظ فرهنگ دیروز نمی بینم 

"6. "از بنکوی کمندی بگید و اینکه بنکوی کمندی" را در زمینه ی پیشرفت و روبه جلو بودن  چگونه ارزیابی می کنید؟

 نمیدانم پیشینه ی بنکوی کمندی تا چه سالی به ثبت رسیده ولی انچه مسلم است کمندی مثل خیلی از خورده طوایف ایل قشقایی به خاطر بی تدبیری حاکمان ایل در حق قشقایی ها و ایلیاتی ها از موقعیت اجتماعی واقتصادی خوبی برخوردار نبوده واز دهه ی پنجاه به بعد که تغییر در نوع زندگی ایجاد شده، کم کم با اقتصادی در حد صفر از حالت عشیره ای(کوچ نشینی) دست برداشته و روستا نشین شدند که عمدتا به کارگری رو اوردند تا اینکه نسل متولد روستا ومعدودی از نسلهای متولد عشایری بدنبال تحصیل رفتند واز دهه ی شصت به بعد عملا تحصیلات اکادمیک در کمندی جرقه خورد وتا امروز به سرعت رو به رشد است و کمندی برق اسا ترقی کرد . جوانه های نسل سوخته زندگی را عوض کردند وکم کم کمندی به یک قطب اقتصادی وعلمی تبدیل می شود .قطعا با توجه به جمعیت این بنکو رشد علمی فوق العاده نسبت به طوایف مشابه داشته است .
7.چه برداشتی از زندگی دارید ؟

زندگی باید خیلی معنی داشته باشد که اینقدر کوتاه است . بنابر این همیشه بایستی به نقطه پایانی ان نگاه کرد ولحظه ترک ان را در ذهن مجسم ساخت . به اعتقاد من نگرانی لحظات احتزار که دست ادم از همه چیز وهمه کس بریده می شود به تمام لذت های دوران زندگی که بر اساس تضییع حقوق دیگران بدست امده باشد نمی ارزد .بنابر این بایستی مواظب باشیم و به حقوق مردم احترام بگذاریم .

8.الگوی شما چه کسی بوده و ترجیعا اگر شخصی از "بنکوی کمندی "الگویتان یوده بیان کنید؟

در زندگی به انچه که رسیدم بیشتر بر اساس خود اتکایی بوده تا الگو گرفتن وبیشتر ریشه در تفکرات خودم داشته والهام از طبیعت . ولی به طور کلی از ادمهای خوش قلب و دارای اندیشه پاک در هر موقعیتی تاثیر گرفته ام. موفقیت آدمای صادق و پاک طایفه در امور زندگی برایم تجربه ای ارزنده بوده است

9.چقدر به جغرافیای ایلی "بنکو" سر میزنید آیا هنوز به مکان های آن زمان رفت آمد دارید؟

خیلی کم ولی دلم برای آن جغرافیا خیلی تنگ میشه

10.به عنوان حسن ختام صحبت ها اگر سخنی با مخاطبان "وب سایت بنکو "دارید بیان کنید؟

میدونید !ارزشهای اجتماعی بشدت وبرق اسا در حال تغییرند . الان در دنیای ماشینی اداما تحت تاثیر ماشینند. کم کم ساختار فکری بشر برمبنای الهام طبیعت نیست واز ماشین الهام می گیرد . به همین دلیل شاید حرف من برای خیلیها غریب باشه . یک جابجایی انجام شده و بجای اینکه ابزار وماشین در اختیارعواطف انسانی باشه ،عواطف در خدمت ماشین داره از بین می ره .

من معتقدم انسانیت انسان می طلبد که که در راستای زندگی اجتماعی در حریم حرمت حرکت کند . وعواطف انسانی را فدای قدرت ومکنت نکند . چون ان وقت برای بدست اوردن چیز ناچیزی مجبور به از دست دادن گرانبها ترین ارزشها خواهد شد . من دوست ندارم جای کسی باشم .می خواهم خودم باشم وبه حق خودم قانع باشم

ممنون از اینکه وقت ارزشمند خود را دراختیار ما گذاشتید.وب سایت "بنکو" برای شما و خانوادتان محترم تان ارزوی موفقیت میکند